تبلیغات
شیمی نویس - زندگی نامه پروفسور ملك نیا
 
شیمی نویس
منتظر لحظه مناسب نباش ، همین لحظه رو بگیر و مناسبش کن
درباره وب


سلام خوش آمدید

منبع اکثر مطالب
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد است...

برای دیدن کامل پست ها ، با کلیک بر دکمه ادامه مطلب ، در آخر هر پست ، آن پست را کامل مشاهد کنید

مدیر وبلاگ : محمد امین آقایی
نظرسنجی
نظر شما درباره مطالب وب چیست؟






آمار وب
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

به این وب خوش آمدید،انتقادات و پیشنهاداتون رو بصورت کامنت بزارید (محمد امین آقایی).

كسی كه علم شیمی ایران را متحول كرد

پروفسور ناصر ملك‌نیا در 27 مرداد 1310 خورشیدی در تهران متولد شد و سال‌های نخست زندگی را در خیابان شاپور(وحدت اسلامی) گذراند.
پدرش كارمند بانك بود و برای دو سال به مشهد فرستاده شد از این رو، ناصر سال نخست آموزش ابتدایی را در آن شهر به پایان رساند و پس از بازگشت به تهران، مراحل دیگر آموزش مقدماتی را در دبستان خاقانی و دبیرستان 15 بهمن(دبیرستان رهنما) گذراند.

پروفسور ناصر ملك‌نیا، استاد سرشناس بیوشیمی و بنیان‌گذار دوره‌ی دكترای بیوشیمی در ایران، دوره‌ی پزشكی و بیوشیمی را در فرانسه گذراند و بیشتر پژوهش‌هایش درباره‌ی ساختمان هموگلوبین و عوامل درگیر در فرآیند پروتیین‌سازی بود. كتاب بیوشمی عمومی كه با همكاری پروفسور شهبازی نوشت، یكی از پرخواننده‌ترین كتاب‌های علمی در ایران است و تا كنون 26 بار چاپ شده است. او  نزدیك 36 سال در دانشگاه تهران، تربیت مدرس، دانشگاه آزاد و بسیاری از دانشگاه های سراسر كشور، به تدریس شیرین و شیوای درس بیوشیمی پرداخت و حاصل این دوران ارزشمند پرورش صدها استاد و پزشك در كشور بوده است.


  دكتر ناصر ملك‌نیا در 27 مرداد 1310 خورشیدی در تهران چشم به جهان گشود و مراحل آموزش مقدماتی را در دبستان خاقانی و دبیرستان 15 بهمن(دبیرستان رهنما) گذراند. او هندسه، جبر و مثلثات را دوست داشت و به كارهای فنی بسیار علاقه مند بود. اما پدر و به ویژه مادر می‌خواستند پسرشان پزشك شود. از این رو، پسر را برای فراگیری پزشكی به آمریكا فرستادند.
استاد ابتدا دوره‌ی مهندسی شیمی را به منظور شركت در دوره  (Premedical)   گذراند سپس برای رفتن به دانشكده‌ی پزشكی به پاریس سفر كرد تا آموزش پزشكی را در آن جا ادامه دهد. 
  ملك‌نیا در سال 1954 به پاریس وارد شد و از آن جا كه دوره‌ی پیش‌پزشكی را در آمریكا گذرانده بود، بی‌درنگ در سال نخست پزشكی پذیرفته شد. در همین سال بود كه با پروفسور شاپیرا، استاد بخش بیوشیمی آشنا شد و همین استاد بود كه ویرایش نخست كتاب "بیوشیمی لنینجر" را در اختیار ملك‌نیا گذاشت. با مطالعه‌ی آن كتاب، گرایش ملك‌نیا به علوم پایه، به ویژه بیوشیمی بیش از پیش افزایش یافت. به این ترتیب دكتر ملك‌نیا به آزمایشگاه پژوهشی بیوشمی راه‌یافت. 
  ملك‌نیا پس از پایان دوره‌ی پزشكی می‌خواست در روان‌شناسی یا بیماری‌های زنان تخصص بگیرد. اما شاپیرا به او پیشنهاد كرد كه بیوشیمی را ادامه دهد و حتی پایان‌نامه‌ی دوره‌ی پزشكی خود را نیز در همین رشته بگذراند. او یك سال نزد شاپیرا كار كرد و چون روش‌های آزمایشگاهی گوناگونی ابداع كرد، شاپیرا به او گفت اگر بخواهد می‌تواند همان جا بماند و كار كند. گرایش ملك‌نیا به علوم پایه و پشتیبانی‌های شاپیرا باعث شد كه او سرانجام همه‌ی وقت خود را به بیوشیمی اختصاص دهد. او پایان‌نامه‌ی پزشكی خود را درباره‌ی فاویسم(كمبود آنزیم گلوكز 6 فسفات دهیدروژناز) انجام داد كه مقاله‌ی آن در سال 1964 در مجله‌ی خون‌شناسی فرانسه(Nouv Rev Fr Hematol) چاپ شد. 
  ملك‌نیا به عنوان پژوهشگر وابسته عضو مركز پژوهش‌های ملی فرانسه (CNRS)شد و پژوهش‌های خود را زیر نظر شاپیرا روی جداسازی اسیدهای آمینه و پپتیدها و سپس بررسی ساختمان و عوامل اثرگذار بر ساخت هموگلوبین طبیعی و جداسازی هموگلوبین‌های غیرطبیعی ادامه داد. چندی نگذشت كه به مقام استاد تحقیقاتی دست یافت و خود را برای پذیرفته شدن به عنوان دانشیار آماده می‌كرد. در همین زمان بود كه نمایندگانی از وزارت علوم ایران به دیدن دكتر ملك‌نیا رفتند و از او خواستند برای راه‌اندازی دوره‌ی كارشناسی ارشد و دكترای بیوشیمی به ایران بیایید و به او قول دادند كه با عنوان دانشیار در دانشگاه تهران پذیرفته شود، بنابراین در سال 1350 به ایران آمد و  به عنوان دانشیار گروه بیوشیمی آغاز به كار كرد. او با همراهی استادان گروه بیوشمی توانست دوره‌های كارشناسی ارشد بیوشیمی را راه‌اندازی كند، بعد از انقلاب برای راه‌اندازی دوره‌ی دكترای بیوشیمی اقدام نمود. به این ترتیب، او توانست در كنار آموزش شیوای بیوشیمی به دانشجویان دانشكده ی پزشكی، راه را برای پرورش صدها متخصص بیوشیمی هموار سازد.


                                                          ملك‌نیای پژوهش‌گر

پژوهش‌های بیوشیمی دكتر ناصر ملك‌نیا با كاری درباره‌ی كمبود آنزیم گلوكز 6 فسفاتهیدروژناز(G6PD) آغاز شد. در آن زمان كار روی این آنزیم و بیماری حاصل از كمبود آن(فاویسم) تازه آغاز شده بود. پژوهشگران نشان داده بودند كه برخی از افراد دچار كمبود یا نارسایی در كاركرد این آنزیم هستند و با مصرف مواد اكسیدانی چون باقلا، گلبول‌های آن‌ها همولیز(از هم پاشیده) می‌شود. ملك‌نیا در پژوهش خود دریافت در افرادی كه فعالیت آنزیم كاتالاز در آن‌ها بالاست، حتی با وجود كمبود آنزیم G6PD، نشانه‌های بیماری فاویسم وجود ندارد. یعنی كاتالاز می‌تواند نقص سامانه‌ی گلوتاتیون و گلوتاتیون پراكسیداز را جبران كند.  بیشتر پژوهش‌هایی كه دكتر ملك‌نیا در مركز پژوهش‌های ملی فرانسه انجام داد، درباره‌ی ساختمان هموگلوبین و عوامل درگیر در فرآیند پروتیین‌سازی، به‌ویژه ساخت هموگلوبین، بوده است. 

 دكتر ملك‌نیا و همكارانش زیر نظر پروفسور شاپیرا نشان دادند كه پس از جداسازی ریبوزوم‌ها از گویچه‌های قرمز خرگوش، در مایع رویی لوله‌ی آزمایش(supernatant) مولكول‌های اطلاعاتی mRNA به صورت آزاد وجود دارد. آن‌ها توانستند آن مولكول‌ها را با ریبوزوم‌هایی از خوكچه‌ی هندی به پروتیین ترجمه كنند و شیوه‌ی ترجمه‌ی مولكول mRNA را در لوله‌ی آزمایش بنیان نهادند. گزارش این پژوهش، كه ملك‌نیا آن را بهترین كار علمی خود می‌دانست، در سال 1966 میلادی در مجله‌ی زیست‌شناسی مولكولی(J. Mol. Biol. 20, 427-446) چاپ شده است. 


ملك‌نیای معلم
  استاد ملك‌نیا از سال 1350 تا 1375 استاد دانشگاه تهران بود و به آموزش بیوشیمی به دانشجویان پزشكی می‌پرداخت. او در این زمان در دانشگاه تربیت مدرس، دانشگاه آزاد و چند دانشگاه در شهرستان‌ها نیز تدریس می‌كرد. در سال 1375 او را پیش از موعد بازنشسته كردند، در حالی كه تا آن زمان بیش از پنچ هزار دانشجوی پزشكی از كلاس او بهره‌مند شده بودند. با وجود این، استاد به دلیل علاقه‌ای كه به آموزش بیوشیمی داشت، دست از كار نكشید و به جز دانشگاه تهران و تربیت مدرس، در دانشگاه‌های دیگر به تدریس بیوشیمی ادامه داد. او نزدیك 36 سال با زبانی ساده و گیرا به آموزش بیوشیمی به دانشجویان پزشكی و علوم پایه پرداخت و حتی تا یك ماه پیش از درگذشتشان با صندلی چرخ دار بر سر كلاس حاضر می‌شدند. از این رو كم نیستند كسانی كه هم خود و هم فرزندشان از شاگردان دكتر ملك‌نیا بوده‌اند.
  دكتر ملك‌نیا بیوشیمی را به زبانی شیوا بیان می‌كردند و هر كجا نیاز بود با آوردن مثال‌هایی كه بیشتر از زندگی روزمره سرچشمه می‌گرفتند و گاه طنزآمیز و شادی آور بودند، مفاهیم بیوشیمی را ساده‌سازی می‌كردند. چاشنی اغلب مباحث دشوار شخصیتی بنام "سیروس"بود كه به علت غیرقابل فهم بودن بیوشیمی از ادامه تحصیل منصرف شده و دست بر قضا بعدها تاجر موفقی شده بود. استاد موضوعات دشوار را طوری شرح میداد كه سیروس هم بتواند بفهمد و این هنر بزرگی بود كه در كمتر كسی یافت می شد.دكتر ملك‌نیا همواره به دانشجویان پزشكی سفارش می‌كرد كه اساس مولكولی بیماری‌ها را یاد بگیرند تا بتوانند آن‌ها را اصولی درمان كنند. او همیشه اصرار داشت به هنگام تدریس از گچ و تخته استفاده كند، زیرا معتقد بود كه وقتی استاد مطلب را گام به گام روی تخته می‌نویسد، دانشجویان با او همراه می‌شوند و سرعت تدریس استاد با سرعت یادداشت‌برداری دانشجویان، متناسب می‌شود. این سه ویژگی در كنار به روز بودن دكتر ملك‌نیا، كلاس درس او را از دیگر كلاس‌ها متمایز می‌ساخت.
  ملك‌نیا دست كم روزی دو ساعت به مطالعه‌ی تازه‌ترین پژوهش‌ها و دستاوردهای علمی می‌پرداخت و چون احتمال می‌داد شاید همكارنش فرصت كافی برای مطالعه نداشته باشند، چكیده‌ی مطالعات خود را در بروشورهای علمی با نام "برای شما خوانده‌ایم" به هزینه‌ی شخصی منتشر می‌كرد. با وجودی كه پس از بازنشستگی اجباری، نسبت به استادانی كه در دانشگاه‌ها و مراكز پژوهشی مستقر بودند، دسترسی كمتری به منابع اطلاعاتی داشت، در همه‌ی كنگره‌ها و نشست‌های علمی از همه‌ی استادان به روزتر و پربارتر بود. او به راستی معتقد بود كه :"من پژوهش می‌كنم، پس هستم" و از این رو، پس از درگذشت استاد ملك‌نیا مقاله‌های مربوط به سال 2007 میلادی روی میزشان پیدا كردند.


ملك‌نیای پزشك  ملك‌نیا مطالعه‌ی عمیقی درباره‌ی ناباروری داشت و به درمان و راهنمایی بیمارانی كه به او مراجعه می‌كردند، می‌پرداخت. شیوه‌ی او در پزشكی نیز با بسیاری از پزشكان دیگر تفاوت داشت. او معتقد بود اگر بیمار مشكل خود را خوب درك كند، همكاری بهتری در درمان خواهد داشت. از این رو، در مطب اش مانند كلاس درس تخته ای نصب شده بود تا در صورت نیاز با كشیدن نمودار یا شكلی ساده، موضوع مورد نظر به بیمار تفهیم شود. بیماران استاد حتی آنان كه بهره چندانی از سواد نداشتند با بیان بی نظیر استاد بزودی مكانیسم ها را درك می كردند و قادر به تفسیر نتایج سونوگرافی و جواب آزمایشات خود و دیگر بیماران می شدند. از آن جا كه مطب دكتر ملك‌نیا تابلوی راهنما نداشت، شگفت آور بود كه شمار بیماران دكتر روز به روز افزایش می یافت. شاید این نظر برخی از بیماران درست بود كه می‌گفتند:"دكتری كه تابلو ندارد، یعنی كارش درست است و نیازی به تبلیغ ندارد."
  ملك‌نیا هیچ گاه از بیماران خود هزینه‌ی درمان دریافت نكرد، چرا كه معتقد بود هر آن چه را كه از پزشكی می‌داند، به مادرش مدیون است و از این راه می‌خواهد روحش را شاد كند. حتی گاهی بیمارانی از شهرستان به دكتر مراجعه می‌كردند و چنان چه جایی برای ماندن نداشتند یا پرداخت هزینه‌ی اقامت برایشان سنگین بود، ملك‌نیا كلید مطب را به آن‌ها می‌داد و از آن‌ها می‌خواست شب را همان جا بمانند. بیماران دكتر كه شرمنده‌ی این همه لطف می‌شدند، سعی می‌كردند با آوردن هدیه‌هایی مانند میوه، شیرینی، آجیل، مرغ و حتی شیر و ماست، به گونه‌ای سپاس‌گذار او باشند. زوج‌های بسیاری با پیروی از شیوه‌ی درمانی ملك‌نیا صاحب فرزند شده‌اند. دکتر ملک نیا پس از سال ها تلاش و کار شبانه روزی در تیر ماه 1386 در سن 76 سالگی بر اثر بیماری دار فانی را وداع گفت.

شیمی نویس




نوع مطلب : دانشمندان علم شیمی، 
برچسب ها : زندگی نامه پروفسور ملك نیا، دانشمندان علم شیمی، بزرگان علم شیمی، محمد امین آقایی، شیمی نویس، شیمی، علم شیمی و بزرگان آن،
لینک های مرتبط :

       نظرات
1396/10/25
محمد امین آقایی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.